كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

561

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

رُبَما بسا وقتى كه يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا دوست دارند آنان كه نگرويدند و آرزو برند لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ كه كاشكى بودندى مسلمانان و اين آرزو در دنيا باشد بوقت نصرت مؤمنان يا نزديك حلول مرگ كفّار بر ايشان يا در قبر يا در روز قيامت يا بوقت حساب يا به‌وقتى كه عصات موحّدان را از دوزخ بيرون آرند و درهاى جهنّم بر ايشان فروبندند و دانند كه خروج از ان ميسر نيست تمنا كنند كه كاشكى از اهل اسلام مىبوديم ذَرْهُمْ بگذار ايشان را ، امر تهوين و تحقير است يعنى كافران در چه حساب‌اند دست از ايشان بدار تا در دنيا يَأْكُلُوا بخورند وَ يَتَمَتَّعُوا و برخوردارى يابند از مال و منافع آن وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ و مشغول گرداند ايشان را آرزو يعنى توقع طول عمر و استقامت حال ايشان را بازدارد از استعداد معاد و تفكر در مآل فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانند وخامت عاقبت كردار و گفتار خود را وَ ما أَهْلَكْنا و هلاك نه‌كرديم ما مِنْ قَرْيَةٍ هيچ اهل ديهى را إِلَّا وَ لَها مگر آنكه مر هلاك ايشان را كِتابٌ مَعْلُومٌ زمانى مقدر بوده و نوشته شده در لوح محفوظ كه مهلت چند باشد و هلاك كى بود ما تَسْبِقُ پيشى نگرفت مِنْ أُمَّةٍ هيچ گروهى أَجَلَها مدّت هلاك خود را وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ و باز پس نماند از ان يعنى هلاك نه‌شدند پيش از وقت مقدر و نه بعد از اجل مقرر وَ قالُوا و گفتند كفار عرب يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ اى آن كسى كه فرود آمده است عَلَيْهِ الذِّكْرُ برو قرآن إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ به درستى كه تو ديوانه كه ما را از نقد به نسيه مىخوانى اين كلام بطريق تهكم و استهزا بوده چه اعتقاد بنزول ذكر و نسبت بجنون با هم راست نيايد لَوْ ما تَأْتِينا و ديگر گفتند چرا نمىآرى بِالْمَلائِكَةِ فرشتگان را بگواهى رسالت خود إِنْ كُنْتَ اگر هستى تو مِنَ الصَّادِقِينَ از راست‌گويان درين دعوى يعنى اگر راست مىگوئى كه پيغمبرى فرشتگان را حاضر كن تا بحضور ما گواهى دهند به رسالت تو حق تعالى جواب ايشان مىگويد كه ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ فرود آمده نشوند ملائكه و حفص به صيغه متكلم و نصب ملائكه مىخواند يعنى ما فرونه‌فرستيم فرشتگان را إِلَّا بِالْحَقِّ مگر بوحى يا به عذاب يعنى ملك را به صورت اصلى وقتى تواند ديد كه به جهت عذاب نازل شود چنان كه قوم ثمود جبرئيل عليه السلام را ديدند در زمان صيحه يا در وقت مرگ چنانچه همه كس مىبينند وَ ما كانُوا إِذاً و نباشند آن هنگام كه ملائكه را بدين صورت فروفرستيم مُنْظَرِينَ از مهلت‌دادگان يعنى فى الحال معذب شوند إِنَّا نَحْنُ به درستى كه ما نَزَّلْنَا الذِّكْرَ فروفرستاديم قرآن را كه ياد كردن مؤمنان است و ذكر بمعنى شرف نيز مىآيد يعنى اين كتاب موجب شرف خوانندگان است إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ و به درستى كه ما مر او را نگاهبانيم از تحريف يعنى شيطان نتواند كه درو چيزى از باطل بيفزايد يا چيزى از حق كم كند يا نگهدار اوئيم از تطرق خلل به دو يا نگهداريم او را در دل هر كه خواهيم و گويند ضمير له عايد به حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم است يعنى نگهبان اوئيم از مضرت اعادى نظم اگر جمله جهانم خصم گردند * نترسم چون نگهبانم تو باشى ز شادى در همه عالم نگنجم * اگر يك لحظه غم‌خوارم تو باشى -